بسم الله الرحمن الرحيم
موضوع تحقيق:بررسي چرايي ايجاد و ضرورت سواد رسانه اي در جامعه امروز
استاد محترم:جناب آقاي دكتر عاملي
كاري از :مونا كلانتري
واحد درسی:فلسفه رسانه های جمعی
آدرس ایمیل: monakalantary@yahoo.com
طرح تحقیق
سوال اصلی:
سواد اطلاعاتي علاوه بر افزايش آگاهي هاي عمومي و رضايت فردي شهروندان ، در توسعه اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي جوامع نيز نقش موثري ايفا مي كند . بر اين اساس امروزه در كشورهايي كه برنامه هاي جامعه اطلاعاتي را دنبال مي كنند ، سواد اطلاعاتي به عنوان يك ضرورت اساسي و حياتي در نظر گرفته شده و هرگونه ضعفي در اين زمينه به عنوان خلاء اساسي و جبران ناپذير به شمار مي آيد . من می خواهم ضمن بررسي مفهوم سواد اطلاعاتي ، برخي از مهم ترين نقش هاي آن را در برقراري دموكراسي و توسعه جوامع برشمرم ، سپس در اين زمينه تا جايي كه مي توانم به چرايي به وجود آمدن اين پديده و ضروري شدن آن در جامعه امروز بپردازم.
من در این مقاله بیشتر تئوری نظریه گلوله و در کنار آن برجسته سازی را مورد استفاده و بررسی قرار داده ام و از آنجا که به وضوح با توجه به فعال بودن یا منفعل بودن مخاطب می توانیم از این روند بهره گیریم کمتر جای تردید و ابهام باقی می ماند . چرا که این تئوری تاثیر رسانه ها بر روی مخاطبین را مستقیم ، دقیق و هدفمند تلقی می کند و آنرا به مانند تفنگ می پندارد که تیرش را به سوی هدفی مشخص شلیک می کند.
مقدمه
در دنیای امروز رسانه ها یکی از اجزای اساسی جوامع بشری هستند لذا سواد رسانه ای (MEDIA LITERACY ) شامل تحقیق ، تحلیل ، آموزش و آگاهی از تاثیرات رسانه ها ( رادیو ، تلویزیون، فیلم ، موسیقی ، روزنامه مجله ، کتاب و اینترنت ) بر روی افراد و جوامع می باشد . تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز مبرم آموزشی بنا نهاده شده به سال 1960 میلادی و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو و فیلمهای هالیودی بر می گردد. در این میان تلویزیون گوی سبقت را از رسانه های دیگر ربود ، بطوریکه اکثر مردم ترجیح دادند که تماشا کنند تا اینکه مطالعه کنند.یکی از عواقب این تحول اجتماعی و آموزشی ، کمتر شدن تمایل دانش آموزان به مطالعه و کتاب بود.این تحقیقات نشان داد که تماشا کردن مداوم تلویزیون باعث رکود تمرکز فکری مخاطب می شود. در دنیای انفجار اطلاعات و پوشش دایمی و گسترده رسانه ها مخاطبین بیشتر به تصویر توجه می کنند و به قولی "در مسابقه چشم با گوش ، چشم همیشه برنده است".این واقعیت بحث دیگری را به نام سواد تصویری و یا دیداری ( VISUAL LITERACY) رایج کرده است.مخاطبین رسانه ها باید بتوانند مفاهیم و یا زبان آنچه را که تصویر منتقل می کند حلاجی کنند و مفاهیم نامرئی را بفهمند.قدرت رسانه ها بیشتر در انتخاب و ارایه تصویر است تا نوشتار و گفتار.اینها اجزایی از سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی هستند.با پیدایش رسانه های توده ( MASS MEDIA ) بحث جامعه توده ( MASS SOCIETY ) جای خودش را در تحقیق و آموزش پیدا کرد.از طرفی قبل از عمومی شدن تلویزیون ، رادیو راه را برای تماس مستقیم گوینده و یا فرستنده ( SENDER ) با گیرنده ( RECEIVER ) هموار کرده بود و وارد حریم خصوصی خانواده ها شده بود. جالب اینجاست که یک تحقیق اخیر بوسیله MEDIA RESEARCH NIELSEN نشان می دهد که بطور متوسط هر خانوانده آمریکایی بیش از هشت ساعت از وقت روزانه اش را صرف تماشای تلویزیون می کند.
تعريف سواد رسانه اي
ادبيات موجود در زمينه سواد رسانه اي در تلاش است تا زمينه هاي درك منتقدانه از پيام هاي ارتباطي را فراهم سازد و در واقع اين سواد كه بايد آنرا يك دانش ناميد با آشكارسازي گفتمان ها و پارادايم هاي حاكم بر رسانه هاي موسوم به مين استريم (mainstream ) به مخاطبان منتقل مي شود . به ديگر سخن ، سواد رسانه اي مي كوشد تا با شفاف سازي فنون انتقال و القاي پيام ، نظام هاي معني سازي در رسانه ها را فاش سازد .مي توان گفت سواد رسانه اي قدرت درك نحوه ساخته شدن واقعيت در رسانه هاست يا به ديگر زبان، نحوه ساخت پذيري و گفتماني شدن واقعيت ها در رسانه ها . سواد رسانه اي را در عين حال مي توان نشانه اي عليه تئوري هاي تزريقي به حساب آورد . در تئوري هاي تزريقي يا معروف به گلوله هاي جادويي، سرنوشت محتوم مخاطبان چيزي جز پذيرش پيام هاي رسانه اي نيست . حال آنكه هدف نهايي سواد رسانه اي اثبات اين نكته است كه مي توان در برابر رسانه قرار گرفت و رفتارهاي مورد نظر رسانه را بروز نداد .
تاريخچه پيدايش سواد رسانه اي
تاریخچه پیدایش این تفکر که بر پایه یک نیاز مبرم آموزشی بنا نهاده شده به سال 1960 میلادی و به دنبال عمومی شدن تلویزیون ، رادیو و فیلمهای هالیودی بر می گردد. اما قدمت ادبيات سواد رسانه اي ( MEDIA LITRACY ) در كشور ما به بيش از 3 يا 4 سال نمي رسد و همچنان از آن به مفهوم جديدي ياد مي شود كه به دليل نگاه رسانه هاي مكتوب وملي به آن برمی گردد.
اهداف سواد رسانه اي
یکی از اهداف اصلی سواد رسانه ای آگاه کردن و سعی در کم کردن تاثیرات منفی رسانه ها بر روی کودکان ، دانش آموزان و جوانان است.آنها باید درک کنند که هر روز بوسیله رسانه ها جهت خرید کالا و پیامهای گوناگون مورد تهاجم دایمی قرار دارند.آنها باید دریابند که اهداف رسانه ها چیستند و چگونه بدون آنکه خود بخواهند بطور زیرکانه به افکار ، کردار و رفتارشان شکل می دهند .قدرت رسانه ها در این است که مخاطبین ناخود آگاه ، با یک دیدگاه ، رفتار و گفتار بخصوص هماهنگ می شوند. آنها باید بیاموزند که رسانه ها پروپا گاندای دولتها هستند.در دنیای ارتباطی و شدیدا رقابتی امروز ، سواد اطلاعاتی ( INFORMATION LITERACY) یکی از نیازهای اصلی هر انسان و جامعه ای می باشد.سواد اطلاعاتی پی بردن به این واقعیت است که دانش یعنی قدرت ( KNOWLEDGE IS POWER ) .جنبه های سواد رسانه ای بسیارند و من تنها می توانم فهرست وار به برخی از آنها اشاره کنم: درک ساختار رسانه ها ، درک اهداف برنامه ریزان و تولید کنندگان محتوای رسانه ها ، درک زبان تصاویر و تاثیرات ناخودآگاه آنها بر روی مخاطبین ، درک نحوه ارایه مطالب در قالبهای نوشتاری و یا تصویری ، درک استفاده رسانه ها از سکس و ترس برای جذب مخاطبان و فروش کالا ،درک ین واقعیت که رسانه ها معمولا مقاصد و منافع صاحبان خودشانرا دنبال می کنند.آگاهی از تحقیق و بررسي محتوای رسانه ها ، آگاهی از شگردهای تولید برنامه ها بخصوص در دنیای دیجیتالی امروز ، آگاهی از طرق تولید وتوزیع اخبار و بالاخره درک ارتباط تنگاتنگ رسانه ها با نهادهای سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی.
سواد رسانه ای درک نقش و شیوه های تولید محتوا است.بنابر این باید بگویم که مسلما ارتباط تنگاتنگی بین روزنامه نگاری توسعه و سواد رسانه ای وجود دارد.بدون درک رسانه ها و داشتن تبحر در رابطه با رسانه ها نمی توان در زمینه توسعه موفق شد.از این دیدگاه این دو مکمل هم هستند.مخاطبین سواد رسانه ای از دیدگاه آموزش دانشجویان و دانش آموزان و مدرسین و از دیدگاه عمومی ، خانواده ها ، بازرگانان ، سیاستمداران و فعالان اجتماعی در حوزه های محیط زیست ، آزادی و غیره می باشند.بر اساس آنچه می دانم وضعیت جامعه ما در ایران در رابطه با سواد رسانه ای هم نگران کننده و هم امیدوار کننده است.
ارتباط سواد رسانه اي با خو د سازمانهاي رسانه اي
1- تمام رسانه ها ساختارند : رسانه ها تنها انعكاس ساده اي از واقعيت بيروني نيستند ؛ بلكه آنها محتاطانه ساخت هاي هنري اي را ارائه مي دهند كه بازتاب تصميم هاي گوناگون است و از عوامل تعيين كننده بسياري حاصل مي شود. حال سواد رسانه اي در راستاي تلاش اين ساخت ها قدم بر مي دارد تا آنها را تجزيه كرده و نشان دهد كه چگونه ساخته شده اند.
2- رسانه ها واقعيت را مي سازند : رسانه ها مسئول بخش اعظمي از مشاهدات و تجربياتي هستند كه ما از طريق آنها درك خود را نسبت به جهان و نحوه عملكرد آن سامان مي بخشيم . در واقع بخش اعظم نگرش ما به دنيا ، ريشه در پيام هاي رسانه اي دارد كه از پيش ساخته شده اند. اين رسانه ها به ميزان زيادي، درك واقعيت را در اختيار ما قرار مي دهند.
3- گفت و گوهاي مخاطبان، در رسانه ها مفهوم پيدا مي كند: رسانه ها فضايي براي ما فراهم مي آورند تا تصوير خود را از واقعيت شكل دهيم و همگي بر سر معناي آن با توجه به قابليت هاي شخصي «بحث و گفت وگو» كنيم ،مانند : خواست ها و نيازهاي شخصي، رضايت ها و مشكلات روز، گرايش هاي نژادي و جنسي، پيشينه خانوادگي و فرهنگي و غيره.
4- رسانه ها مفاهيم تجاري دارند: سواد رسانه اي با هدف ارتقاي آگاهي در خصوص چگونگي نفوذ رسانه ها از طريق تفكرات تجاري و چگونگي تاثيرگذاري اين تفكرات بر محتوا، فناوري و پخش، عمل مي كند. اغلب توليدات رسانه اي تجاري است و مي بايست سود دهي نيز داشته باشد. حال پرداختن به پرسش هايي در حوزه مالكيت و نظارت رسانه اي نيز، اهميت بيساري دارد ، چون شمار كمي از اشخاص هستند كه بر آنچه ما از طريق رسانه ها مي بينيم، مي خوانيم و مي شنويم نظارت مي كنند.
5- رسانه ها حاوي پيام هاي ايدئولوژيكي و ارزشي اند: بخش اعظمي از توليدات رسانه اي تبليغات است ؛به عبارتي، آنها از اين طريق ارزش ها و راه هاي زندگي را بيان مي كنند. اگر بخواهيم صراحتا بيان كنيم و يا در لفافه بگوييم، روند كلي رسان ها نشانگر پيام هاي ايدئولوژيكي اي است كه آنها در بر دارند. به طور مثال مي توانيم به مقولاتي نظير طبيعت زندگي خوب، محسنات مصرف گرايي، نقش زنان، پذيرش قدرت ، و مقوله بي چون و چراي ميهن پرستي اشاره كرد.
6- رسانه ها حاوي مفاهيم اجتماعي و سياسي اند: رسانه ها تاثير چشمگيري بر سياست و شكل دهي تغييرات اجتماعي دارند. تلويزيون مي تواند نفوذ گشترده اي در انتخابات يك رهبر ملي بر مبناي تصوير داشته باشد. همچنين رسان ها مي توانند ما را در مقولاتي چون حقوق شهروندي، قحطي در آفريقا ، و شيوع ايدز، شريك سازند. آنها به ما حسي نزديك به مباحث ملي و دغدغه هاي جهاني مي دهند؛ از اين رو ما به شهروندان «دهكده جهاني مك لوهان» بدل مي شويم.
7- شكل و محتوا در رسانه ها رابطه نزديكي با هم دارند : همان طوري كه مارشال مك لوهان مي گويد: « هر رسانه ، دستور زبان خاص به خود را دارد و واقعيت را به روش خاص خودش نظم و ترتيب مي دهد. رسانه هاي گوناگون ، رويداد يكساني را گزارش مي دهند، اما تصورات و پيام هاي گوناگوني را خلق مي نمايند.»
8- هر رسانه شكل زيبا شناختي منحصر به فردي دارد: همان گونه كه ما به ضرباهنگ خوشايند يك قطعه شعر يا نثر توجه مي كنيم. بايد توانايي لذت بردن از شكل و تاثيرات خوشايند رسانه هاي گوناگون را نيز داشته باشيم.
سواد رسانه اي در جهان و ايران
شايد حداقل زمان تولد سواد رسانه اي در جهان حدود 30 سال پيش است اما در ايران زمان اندكي از پيدايش آن مي گذرد.
سواد رسانه اي بطور مشخص از سوي برخي كشورهاي جهان از حدود سه دهه قبل بررسي می شود.
كشورهاي ژاپن و كانادا نمونه بارز اين مسئله هستند كه در اين خصوص گامي اساسي برداشته اند.
در اين كشورها سواد رسانه اي آنقدر اهميت داشت كه آن را بعنوان يك ماده درسي در ميان مواد درسي دوره هاي تحصيلي راهنمايي تا مقطع ديپلم به رسميت شناختند و حتي آن را براي سنين بزرگسال و مقاطع تحصيلي بالاتر نيز طراحي كردند.
آنها اين هدف را دنبال مي كردند كه به افراد بياموزند رسانه چيست و تفاوت آن با دنياي اطراف آن چگونه است.
در اين اثنا مخاطب بخوبي مي آموزد كه به غير از انتخاب رسانه از لحاظ سليقه و شكل به ادراك دقيق مواردي چون آگهي ، سرمقاله ، گزارش ، خبر و... در رسانه هاي مختلف ديداري ، شنيداري ، مكتوب و الكترونيكي نيز بپردازد.
ا تحصيل سواد رسانه اي مخاطب مي آموزد هر آنچه از رسانه ها انتشار مي يابد دليل مطابقت آن با واقعيت نمي شود.
تحصيل سواد رسانه اي بهمراه پيدايش نگاه و تفكر انتقادي در افراد است بنابر اين فرد مي آموزد كه عميق و دقيق به ذات برنامه ها و نوشته ها و شنيده ها بيانديشد و به نقد آنها نيز بپردازد ؛ از طرفي به نوعي رويارويي پيچيده با خروجي رسانه ها نيز دست يابد.
اصول سواد رسانه اي سوغات غربي ها است اما نمي توان چشم بسته هم با آن روبه رو شد.
از طرفي نمي شود به فكر بومي سازي چارچوب آن افتاد كه تنها محتواي روزمره آن شايسته بومي سازي است.
اما در جامعه مدني كه افراد به حقوق خود كاملا واقف هستند و ميزان سواد عمومي و آگاهي اجتماعي در سطح بالايي قرار دارد اكثر افراد از حداقل سواد رسانه اي برخوردارند.از سويي هم اخلاق حرفه اي در ميان دست اندر كاران رسانه ها وجود دارد.در ايران با مشكلاتي كه عدم ارتقاء سواد رسانه را منجر مي شود دست به گريبان هستيم ؛ مثلا تيراژ پايين روزنامه ها ، عدم تركيب صحيح يا مطابقت با تمايل مردم ، عدم ارائه محتواي تحليلي نسبتا جامع براي اتفاقات روزمره و بسياري نكات ديگر.براي رفع چالش ها بايد به نوعي ( MEDIA TAMPAIN ) تلاش سازمان يافته از سوي رسانه ها براي ارتقاء سطح سواد رسانه اي در ميان مردم و يا اصطلاحا مبارزه رسانه اي دست زد..
سواد رسانه اي مقوله اي است كه به اوايل دهه 90 ميلادي برمي گردد كه در اصل مخاطب آن يكسري از ميانسالان جامعه بودند و مي بايست تحت تعليم استفاده از فناوري هاي نوين براي رويارويي با خروجي رسانه ها و اصلا كاركرد آنها قرار مي گرفتند.
اما براي اينكه اين مسئله در ميان نسل جوان جامعه هم فراگير شود تنها بايد استانداردهاي بين المللي ،آنهم منطبق با مسائل بومي هركشور سوار بر امر آموزش آن در نظر گرفته شود.
از طرفي هم زير ساخت هاي لازم همچون افزايش ضريب نفوذ و سرعت و سهولت دسترسي به شبكه هاي ارتباطي همچون اينترنت بخوبي فراهم شود تا حداقل سواد لازم در افراد ايجاد شود.
ارتقا سواد رسانه ای
رشد آگاهی در ميان مردم از طريق رسانه های جمعی و با ارائه برنامه ها و افراد منتقد و ارائه آمار از بهترين های رسانه ها در جهان برای ارزيابی و بازشناسی شاخص های نقد رسانه ای ، استفاده از تحليل گران و کارشناسان برای آموزش و فرهنگ سازی اين مهم و تعامل رسانه ای مناسب با مخاطبان در جذب سريع بازخورد رسانه ای در ميان مردم و ترتيب اثر دهی به نظريات اقشار مختلف بر اساس منطق ، همه و همه کمک شايانی به ارتقا سواد رسانه ای در جامعه خواهد کرد.
آنهايی که با سواد کافی درباره نقد رسانه ها و برنامه ها به نقادی می پردازند. در اين جماعت که در اقليت بسر می برند اتفاق جالب انتشار نقطه نظرات در سطح رسانه ای و ايجاد اثر برای تغيير ساختار خروجی رسانه است.اين افراد به بهبود کيفی رسانه ها کمک می کنند زيرا با افزايش سطح توقع مردم ،رسانه ها ملزم به افزايش کيفی برای از دست ندادن مخاطبان خود هستند. يکی از شيوه های گسترش سواد رسانه ای ارائه بيوگرافی و تشريح برنامه ها برای مخاطبان است که کمک شايانی به تفسير و نقد آن با توجه به تصوير سازی ذهنی قبلی در ميان آنها می کند.
ارتباط سواد رسانه ای با حوزه های دیگر
سواد رسانه ای درک نقش و شیوه های تولید محتوا است.بنابر این باید بگویم که مسلما ارتباط تنگاتنگی بین روزنامه نگاری توسعه و سواد رسانه ای وجود دارد.بدون درک رسانه ها و داشتن تبحر در رابطه با رسانه ها نمی توان در زمینه توسعه موفق شد.از این دیدگاه این دو مکمل هم هستندنمی توان رسانه های سنتی و یا نوین را در یک قالب کلی قرار داد ؛ چون تنوع محتوا ، صداقت در خبر رسانی و کار تخصصی و حرفه ای در هردو موجود است.باید گزینش کرد و از اتکا به مآخذ بخصوص و یا یک رسانه بخصوص خودداری کرد.
در آموزش رسانه ای تئوری و کار عملی هر دو باید در نظر گرفته شوند.سواد رسانه ای نباید صرفا بصورت تئوری و یا عملی ارایه شود.صحبت از تهیه یک فیلم مستند و یا هرم وارونه زمانی مفهوم واقعی خودش را پیدا می کند که دانشجویان عملا آنها را به کار بندند و پروسه را تهیه و تولید را تجربه و لمس کنند.
در دنیای ارتباطی و شدیدا رقابتی امروز ، سواد اطلاعاتی ( INFORMATION LITERACY) یکی از نیازهای اصلی هر انسان و جامعه ای می باشد.سواد اطلاعاتی پی بردن به این واقعیت است که دانش یعنی قدرت ( KNOWLEDGE IS POWER ) .پذیرش این اهم به تنهایی کافی نیست ، بلکه یک فرد باید بداند که در اقیانوس عمیق و بسیار گسترده اطلاعات به عنوان مثال در اینترنت دنبال چه موضوعی می گردد و چگونه می تواند آنرا به دست اورد. امروز حجم اطلاعات انقدر سرسام آور است که حتی پی بردن به صحت و یا سقم یک موضوع براحتی امکان پذیر نیست .یک سوال اساسی در این رابطه این است : آیا آنچه از طریق رسانه ها بخصوص اینترنت دریافت می کنیم و یا در دسترس همگان است قابل استفاده ، مستند و یا درست است؟ متاسفانه باید اذعان کنم که اکثرآنچه در اینترنت است آشغال ( TRASH) و تهی از ارزش است . پس چگونه یک فرد می تواند آنچه که مفید و خوب است را پیدا کند.اینجاست که اهمیت سواد اطلاعاتی مشخص می شود. همانطور که می دانید رسانه ها اطلاعات را بسته بندی می کنند و مانند یک کالا آنرا تحویل مخاطبین و یا مشتریان خود قرار می دهند. از طرفی مخاطبین اطلاعات را به سلیقه خود گزینش و توجیه می کنند و یا اینان انچه را که در رسانه ها دیده و یا شنیده اند تکرار می کنند و یا حتی مالک آن می شوند.آیا این یک روند سازنده است؟ آیا عدم تحقیق و تحلیل خوب است ؟ آیا پذیرفتن آنچه رسانه ها به مخاطبین منتقل می کنند عاقلانه است؟ آیا مخاطبین نباید دقت و توجه بیشتری به محتوا و مآخذ رسانه ها داشته باشند؟ یک انسان آگاه تحقیق می کند ، تحلیل می کند ، تجزیه می کند ، می اندیشد و آنچه را که رسانه ها ارایه می کنند براحتی و کورکورانه نمی پذیرد.
جنبه هاي سواد رسانه اي
1. درک ساختار رسانه ها
2.درک اهداف برنامه ریزان و تولید کنندگان محتوای رسانه ها
3. درک زبان تصاویر و تاثیرات ناخودآگاه آنها بر روی مخاطبین
4. درک نحوه ارایه مطالب در قالبهای نوشتاری و یا تصویری
5. درک استفاده رسانه ها از سکس و ترس برای جذب مخاطبان و فروش کالا
6.درک ین واقعیت که رسانه ها معمولا مقاصد و منافع صاحبان خودشانرا دنبال می کنند
7.آگاهی از تحقیق و بررسی محتوای رسانه ها
8. آگاهی از شگردهای تولید برنامه ها بخصوص در دنیای دیجیتالی امروز
9.آگاهی از طرق تولید وتوزیع اخبار
10. درک ارتباط تنگاتنگ رسانه ها با نهادهای سیاسی ؛ اقتصادی و اجتماعی.
مركز سواد رسانه اي
مركز آموزشي غيرانتقاعي سواد رسانه اي ( Center for Media Literacy) يكي از مراكز پيشرو در آموزش عمومي، پيشرفت حرفه اي و منابع آموزشي در سطح ملي است. اين مركز به عنوان معياري براي ارزيابي، بررسي و توليد محتواي رسانه به طور تخصصي فعاليت كرده و از گسترش آموزش سواد رسانه اي حمايت مي كند. فعاليتهاي اين مركز در جهت كمك به شهروندان بويژه جوانان است تا ايده هاي انتقادي خود از رسانه را ارتقا دهند. وب سايت اين مركز آموزشي بسيار غني بوده و حاوي اطلاعات ارزشمندي براي محققان، دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها است. مهمترين بخش اين سايت Resource Cataloge نام دارد كه در آن خلاصه اي از كتابهاي موجود سواد رسانه اي ، فهرست الفبايي كتابها ، موضوع كتابها و جستجو وجود دارد. بخش ديگري از سايت به ” اتاق مطالعه” نام گذاري شده است.اين بخش حاوي متن كامل مقالات چاپ شده در نشريات مختلف با موضوع سواد رسانه اي از قبيل؛ رسانه و ارزشها، تاريخ سواد رسانه اي در آمريكا، مراجع رسانه (مقالات، مطالعات و گزارشها) و منابع آموزشي است. بخش آموزش سواد رسانه اي سايت داراي اطلاعاتي درباره ابزارها و تكنيكهاي آموزشي مورد استفاده اساتيد در اين موضوع است.
راهکار های پیشنهاد شده
مأموريت اصلي مؤسسات آموزش عالي، تربيت يادگيرندگان مادامالعمر است. با اين فرض كه افراد داراي قابليتها و تواناييهاي ذهني استدلال و تفكر انتقادي هستند. دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي بايد در طول دورهها و دروس دانشگاهي به دانشجويان به عنوان عضوي از جامعه و همچنين شهروندان مطلع بياموزند كه چگونه ياد بگيرند. سواد رسانه ای كليد اصلي يادگيري مادامالعمر ميباشد. براي سنجش ميزان سواد رسانه ای افراد لازم است استانداردهايي تعيين گردد. يكي از استانداردهاي تعيين شده براي سنجش سواد رسانه ای "استانداردهاي قابليت سواد رسانه ای براي آموزش عالي" است. استانداردها همچنين شامل فهرستي از بازدهها براي سنجش پيشرفت دانشجويان در كسب سواد رسانه ای است. اين بازدهها به عنوان راهنما براي استادان، كتابداران و ساير كساني كه دنبال روشهايي براي اندازهگيري يادگيري دانشجويان در زمينة سواد رسانه ای هستند ميتواند مورد استفاده قرار گيرد.
سواد رسانه ای و فنّاوري اطلاعات
سواد اطلاعاتي به مهارتهاي فناوري اطلاعات وابسته است. فرد باسواد از نظر فناوري اطلاعات قادر است تا رايانهها، نرمافزارهاي كاربردي، پايگاههاي داده و فناوريهاي ديگر را براي انجام امور گوناگون مربوط به تحصيل، حرفه و امور شخصي خود به كار گيرد. بنابراين افرادي كه مايل هستند تا به سواد اطلاعاتي دست يابند ابتدا بايد مهارتهاي تكنولوژيكي مربوطه را كسب كنند. گزارش سال 1999 انجمن ملي اطلاعات در مورد تفاوت دو واژه فوقالذكر به شرح زير ميباشد. سواد اطلاعاتي شامل محتوا، ارتباطات، تجزيه و تحليل، جستجوي اطلاعات و ارزشيابي آن ميباشد در صورتي كه فناوري اطلاعات بسيار فراتر از مفهوم سواد رايانهاي است و به فهم عميق و رو به افزايش فناوري و استفاده ماهرانه از آن ميپردازد. سواد اطلاعاتي آغازگر، حافظ و توسعه دهنده يادگيري مادامالعمر است از طريق قابليتهايي كه فناوريها فراهم كردهاند.
سواد رسانه ای و آموزش عالي
مأموريت اصلي مؤسسات آموزش عالي، تربيت يادگيرندگان مادامالعمر است. با اين فرض كه افراد داراي قابليتها و تواناييهاي ذهني استدلال و تفكر انتقادي هستند. دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي بايد در طول دورهها و دروس دانشگاهي به دانشجويان به عنوان عضوي از جامعه و همچنين شهروندان مطلع بياموزند كه چگونه ياد بگيرند. سواد اطلاعاتي كليد اصلي يادگيري مادامالعمر ميباشد. سواد اطلاعاتي توان دانشجويان را در ارزشيابي، مديريت و استفاده از اطلاعات افزايش ميدهد. فناوريهاي اطلاعاتي نيز به فراگير كمك ميكند تا فارغ از محدوديتهاي زماني و مكاني به يادگيري بپردازد. براي سنجش ميزان سواد اطلاعاتي افراد لازم است استانداردهايي تعيين گردد. يكي از استانداردهاي تعيين شده براي سنجش سواد اطلاعاتي «استانداردهاي قابليت سواد اطلاعاتي براي آموزش عالي»2 است كه در قسمت بعد مورد بررسي قرار ميگيرد.
قابليتها براي سواد اطلاعاتي شامل 5 استاندارد و 22 شاخص عملكردي است. تمركز اين استانداردها بر نيازهاي دانشجويان آموزش عالي ميباشد. استانداردها همچنين شامل فهرستي از بازدهها براي سنجش پيشرفت دانشجويان در كسب سواد اطلاعاتي ميباشند. اين بازدهها ميتواند به عنوان راهنما براي استادان، كتابداران و ساير كساني كه دنبال روشهايي براي اندازهگيري يادگيري دانشجويان در زمينة سواد اطلاعاتي هستند، باشد. در كاربرد اين استانداردها، مؤسسات آموزشي نياز دارند تا مهارتهاي فكري گوناگوني كه بازدههاي گوناگون يادگيري به همراه دارند را شناسايي كنند. بنابراين، براي سنجش در اين بازدهها به ابزارها و روشهاي متفاوتي نياز است. براي مثال، مهارتهاي سطوح پايين و بالاي طبقهبندي بلوم در اين بازدهها وجود دارد. با مطالعه بازدهها ميتوان به اهداف رفتاري پي برد. بهتر است روشهاي سنجش متناسب با مهارتهاي تفكر مربوط به هر بازده به عنوان يك قسمت جدانشدني از برنامه اجرايي مؤسسه در نظر گرفته شود. براي مثال، بازدههاي زير نشاندهندة مهارتهاي سطوح بالا و پايين تفكر ميباشند.
مهارتهاي تفكر «سطح پايين»:
بازده شماره (2- ب) يا 2،2،2 براي شناسايي كليدواژهها، مترادفها و اصطلاحات مربوط به اطلاعات موردنياز جزو مهارتهاي سطح پايين تفكر به شمار ميآيد.
مهارتهاي تفكر «سطح بالا»:
بازده شماره (3- ب) 2..3،3 تركيب اوليه را به سطوح بالاتر از مفاهيم انتزاعي گسترش ميدهد تا فرضيه جديدي بسازد كه ممكن است به اطلاعات اضافي نياز داشته باشد.
برنامة ارزشيابي سواد اطلاعاتي مشخص ميكند كه آنها در چه زمينههايي نياز به رشد و كار بيشتر دارند و همچنين اهداف دست يافته را مشخص ميكند. همچنين به طور ضمني به قانونگذاران مؤسسات كمك ميكند كه چگونه شهروندان و دانشجوياني تحصيلكرده و باسواد داشته باشند.
نتیجه گیری:
در اصل ،سواد رسانه ای به دو منظور کاربرد دارد: يکی پيدايش نوعی مهارت برای بهبود زندگی در استفاده از رسانه هاست که بطور مثال کاربران از اينترنت بعنوان رسانه ای جهانی برای بالا بردن سطح اطلاعات بهره می برند.
ديگری کاربرد رسانه ها با علم به ماهيت و خروجی آن ها برای ارتقا سطح آموزشی و موقعيت اجتماعی و نوعا ارتقا سطح تحصيلی اقشار جامعه است.
مخاطب سواد رسانه ای از دیدگاه آموزش دانشجویان و دانش آموزان و مدرسین و از دیدگاه عمومی ، خانواده ها ، بازرگانان ، سیاستمداران و فعالان اجتماعی در حوزه های محیط زیست ، آزادی و غیره می باشند. بنابراین ارتقا سواد رسانه ای در بهره مندی و دسترسی از رسانه ها به گونه ای بايد باشد که در آينده شغل و تحصيل فرد بر اساس آن ارتقا يابد. در صورت بومی سازی محتوای رسانه ای و سواد رسانه ای تسلط افراد در فهم خروجی رسانه ها بالا رفته و بنابراين با کسب مطلوب ، می دانند از رسانه ها چه می خواهند و بنابراين رسانه ها هم در رويارويی با مخاطب می دانند که مخاطب چه می خواهد.
افزايش آگاهی و درک سواد رسانه ای و کاربردهای آن ، استفاده از کاربرد رسانه ، توانايی و ظرفيت در زمينه های شغلی و زندگی با آموزش های جدی در اين زمينه و آموزش های ترکيبی ( فنی و اجتماعی ) يا آموزش لياقتی در ميان افراد همه و همه در افزايش سواد رسانه ای و بينش های فردی در جامعه موثر اند.
بنابراين مجموعه عواملی که اين استقلال ادراکی را بوجود می آورند سواد رسانه ای نام می گيرد.در حقيقت فردی که در رويارويی با يک خبری با يک فيلم از ادراک مستقل ناتوان است فاقد سواد رسانه ای است.
سواد رسانه ای تنها به مخاطب مربوط نمی شود ، بلکه کارگزاران رسانه هارا هم مخاطب خود قرار می دهد.در حقيقت اين مهم چرخه ای را تعريف می کند که کارگزاران با سواد ،مخاطب را با مخاطب با سواد متقابلا رو در رو می کند.
ليکن با توسعه رسانه ها ، آموزش علوم ارتباطات شکل تخصصی در حوزه های خاص هر رسانه ، آزادی جريان ICT و کمک به رشد و توسعه نهادهای مدنی که می توانند مستقيم و غير مستقيم رسانه های مستقل را بوجود آورده و تقويت کنند در حل مشکلات و تامين زير ساخت لازم در ايجاد و استقرار سواد رسانه ای در جامعه امروز بسيار موثر است.
سواد رسانه ای عبارتست از ايجاد توانايي در افراد تا بتوانند تشخيص دهند چه وقت به اطلاعات نياز دارند. همچنين، توانايي ذخيره كردن اطلاعات، ارزشيابي و استفاده مؤثر از آن را در زمان نياز داشته باشند. سواد رسانه ای در جامعه اي كه دائم در معرض تغييرات فناوري و همچنين در معرض منابع اطلاعاتي بيشماري قرار دارد لازم به نظر ميرسد. ظهور و پيشرفت فناوريهاي گوناگون اطلاعاتي موجب شده تا هر فرد با انبوهي از اطلاعات در محل تحصيل، در محل كار و در زندگي روزمره روبرو گردد. اين اطلاعات به وسيله كتابخانهها، منابع جامعه، سازمانهاي خاص و همچنين اينترنت قابل دسترسي است. اكثر اطلاعات بدون گذشتن از هيچ فيلتري در دسترس همگان قرار ميگيرد. بنابراين، سؤالاتي در مورد اعتبار، پايايي، ثبات و اصيل بودن آنها مطرح است. به علاوه اين اطلاعات از منابع و رسانههاي گوناگون نظير متن (نوشته)، صدا، تصوير و كارهاي گرافيكي در دسترس است. همه اين موارد موجب ميشود تا افراد با چالشهاي جدي در فهم اطلاعات و ارزشيابي آن روبرو باشند. از اين رو، وجود اطلاعات به تنهايي موجب داشتن شهرونداني مطلع و آگاه نميشود مگر اينكه آنها تواناييهاي لازم براي استفاده مؤثر از اطلاعات را كسب كرده باشند. از طرف ديگر، سواد رسانه ای پايه و اساس يادگيري مادامالعمر را فراهم ميكند و براي كليه سطوح تحصيلي و تمام محيطهاي يادگيري لازم و ضروري است. سواد رسانه ای موجب ميشود تا فراگيران جستجوگريهاي خود را توسعه بخشيده و به يادگيري خودگران دست يابند.
فرد با سواد رسانه ای ، داراي ويژگيها و تواناييهايي است از جمله اينكه او قادر است:
· نوع، دامنه و ميزان اطلاعات موردنياز خود را تعيين نمايد.
· به اطلاعات موردنياز به طور مؤثر و كارآ دسترسي پيدا نمايد (پيدا كردن اطلاعات موردنياز).
· اطلاعات و منابع رسانه ای را به طور نقادانه مورد ارزشيابي قرار دهد.
· اطلاعات انتخاب شده را با دانش پيشين تلفيق كند.
· اطلاعات را به طور مؤثر براي رسيدن به اهداف خاص استفاده نمايد.
· مسائل اجتماعي، اقتصادي و حقوقي پيرامون استفاده و دسترسي به رسانه را از نظر اخلاقي و قانوني بداند.
منابع:
- هشت مفهوم كليدي براي سواد رسانه اي .جان پانگنت John Pungente ، وزارت آموزش اونتاريو، تورنتو، كانادا:( نشريه اطلاع رساني خانه فرهنگ نيم رخ
– هد هد- شماره 31 بهمن 1383
- Information Literacy Competency Standards for Higher Education. Available: http://www.ala.org/content/navigation
- http://www.flu.edu/-library/ili/iliweb.html
-
American Association of School Libraries (AASL) and the Association of Educational Communications and Technology (AECT). (1998)
-
The National Forum on Information Literacy (NFL). (1990). Available: http://www.infolit.org/index.html .

تحليل زماني و مكاني و رابطه بين اجزاي فيلم
اين فيلم محصول سال 2006 آمريكا است و با هدف نمايش جايگاه هويت در جهان دو فضايي شده جديد توليد شده است . دختری به نام امید کسدی یک کامپیوتر آنالیزز است که به شرکت معتبری در ترکیه دعوت می شود . داستان از زبان امید از ابتدای سفر تعریف می شود . هنگامی که او وارد فرودگاه ترکیه می شود متوجه می شود که پاسپورتش را اشتباها به عنوان توریست صادر کرده اند . در اين فيلم كه در كشور تركيه و امريكا فيلم برداري شده است خيلي زيبا با به تصوير كشيدن مساجد و نما هاي شهر تركيه دو فرهنگ و زندگي متفاوت از جهت مكاني و رسومات را به تصوير مي كشد .حتي با همسو كردن بيننده با خود به همراه تصاوير و صحنه هاي هيجان انگيز به نوعي تاثير شگرفي بر مخاطب جهت همراه سازي با قهرمان داستان و احساس هيجان مي گذارد. او به خاطر این اشتباه به کنسولگری امریکا در ترکیه می رود تا پاسپورت جدید را دریافت کند و در پاس جدیدش می بیند که نام و فامیلی او عوض شده است ... در این بین یک سرقت 14 میلیون دلاری و دو قتل را به نام جدید او منتسب می کنند و در اين بين او سر در گم و گيج و تنها از دست دشمنان فرار مي كند تا واقعا هويت اصلي خود را باز يابد. در اين راستا او با هيجانات و اتفاقات غير منتظره اي مواجه مي شود كه او هیچ راهی برای بازیافتن هویت واقعی خود ندارد تا اینکه در اخر فیلم با روی صحنه آمدن پلیس بین الملل جان او نجات پیدا می کند ولی باز هم پلیس بین الملل هویت او را به طور کامل تغییر می دهد تا بتواند به زندگی خود بدون خطر ادامه دهد ولي نقطه اوج ماجرا زماني است كه او مي فهمد تمام اين ماجراها توسط نامزدش اتفاق افتاده و او در اين بين تنها نجات دهندگانش پليس بين الملل هستند.
و البته جالب اینجاست که قهرمان فیلم ، فردی خارجی و زن و بسیار هوشمند و از کشور آمریکا در استانبول معرفی می شود که همه مشکلات نیز در این کشور برای او اتفاق می افتد . مافیای پول در استانبول عملی ضد اخلاقی در اینترنت انجام می دهند .کشتار و جنگ و خونریزی در استانبول اتفاق می افتد و آمریکا و ساکنانش که هوپ کسدی نماینده آن معرفی می شود ، قربانیان این اعمال ناجوانمردانه هستند .
هم چنین هوپ کسدی زنی است که در برابر شخصیت شرور فیلم که یک مرد است ، پیروز می شود و جایگاه اجتماعی زنان را فراتر از حتی مردان نمایش می دهد . زنی که می تواند از نظر توانمندی فیزیکی و هم فکری بر مردان برتری یابد .
اسامی شخصیت ها نیز به گونه ای انتخاب می شوند که با کمی تامل ، نوع شناسی شخصیت های پروپ در ساختار روایت را بازنمایی می کند . نقش اول فیلم با نام هوپ کسیدی یعنی امید معرفی می شود و در برابر او جیمز هون با ترجمه جای امن و پناهگاه ظاهر می شود . شرور در برابر قهرمان اصلی فیلم . جیمز در راستای همان زیبایی ظاهری اینترنتی قرار می گیرد که در ابتدا به آن اشاره شد ؛ فریبنده ای که در ظاهر زیبای مقطعی است اما د بطن سست و نا آرام و غیر قابل اعتماد . از نوع همان جذابیت های اینترنتی و تورهای نامرئی و دام های خوشرنگ که نباید گول ظاهر انها را خورد و هوپ کسدی که فیلم به وسیله او به ما می گوید که در برابر این همه زشتی و بدی و دشواری باید مبارزه کرد .باید جنگید و استوار بود و پایداری کرد و البته امید به پیروزی داشت و فیلم آشکارا به ما می گفت : " گاهی وقت ها باید فقط امید داشت . "
و باز هم وینکلر از جلوه های تصویری غفلت نمی کند .هوپ کسدی همیشه خندان با لباس سفید نشان داده شود .سفیدی و روشنی ، آینده امید داشتن بیان می شود .سفیدی ظاهری هوپ کسدی در فضای تیره و آلوده قهوه خانه که دارای وضوح ملایم است ، نشان داده می شود و در فضای درگیری و تعقیب و گریز که در نهایت با سفیدی واقعی پایان می یابد .
اندازه قدمت ساختمان ها و کشورها و بلندای آنها ، و سرعت آن به میزان سرعت حرکت دوربین است.
خلاصه ماجراي اصلي فيلم
كارگردان اين اثر چارلز وينكلر مي باشد.فيلم داستان زني را بيان مي كند كه از سويي شركتي در استانبول جهت همكاري دعوت شده است وي از آمركا عازم استانبول مي شود. او پس از ماجراهايي مي فهمد كه هويتش توسط شخص ديگري تصرف شده و براي او نام و هويت جديدي در نظر گرفته شده بود كه اين فرد مرتكب دزدي و قتل شده بود . بنابراين او را به زندان مي اندازند و پس از پيگيري هاي مداوم هويت او اثبات مي شود.و در گیر ماجراهایی می شود که در جای خود بسی قابل بحث و تعمق است.
شخصیت های اصلی فیلم
خانم نيكي دلوچ كه بازيگر اصلي است كه اصليت آمريكايي دارد ؛Nikki Deloachki
خانم دمت اكبگ كه در نقش دكتر كاواك و همدست دردان ظاهر مي شود.
آقاي نيل هاپكينز كه در فيلم نقش نامزد اميد را دارد و تمام ماجراها زير سر او بوده:
Neil Hopkins
ادامه مطلب>>


